|
سلام دوستان اگه یکی عاشق یکی باشه که اونم عاشقشه اگه یکی یه نفر رو دوست داشته باشه که اونم دوسش داره اگه یکی واسه یکی دیگه بمیره اونم واسش بمیره اگه یکی دنیاش اون باشه و اونم دنیاش تو باشی اگه یکی قلبش به خاطر یه نفر بتپه و اونم قلبش به خاطر تو بتپه اگه تو اونو بخوای و اونم تو رو بخواد
نظر بدین؟
من عاشقشم دوسثش دارم دنیام اونه و بدون اون میمیرم
فردین باوفا ::: دوشنبه 7/12/85:::
ساعت 4:39 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
آنچه بر امپراطور گذشت :
1: به دنیا آمدن در تاریخ1/7/1359
2: شکسته شدن سرم توسط پسر عموم 4 سالگی
3: مدرسه رفتن در سن 6 سالگی
4: افتادن تو چاله تیر چراغ برق و بیرون امدن بعد از 3 ساعت 7 سالگی
5 : گیر کردن بالای منیع آب 8 سالگی ( ترس از ارتفاع)
6: نرفتن سر جلسات امتحان در نبود بابا و مردودی 9 سالگی
7: نمره های خوب گرفتن پنجم ابتدایی 11سالگی
8: دوباره نمره های بالایه 18 در سن 12 سالگی
9: دعوا با مدیر مدرسه و فرار از مدرسه و با تلاش بابا دوباره همون آشو َ و همون کاسه
10: فارغ تحصیل از راهنمایی به هنرستان فنی
11: نمرات خوب فنی و بر خلاف آن نمرات بد تئوری سال دوم هنرستان 16 سالگی
12: دعوا با دبیر مبانی برق(آقای سعیدی)و اخراج از روزانه17 سالگی
13: تدریس در هنرستان شبانه و نخوندن 18
14: نا تمام ماندن دیپلم با 8 واحد در سن 19 سالگی
15: ترک تحصیل از هنرستان شبانه 19 سلگی
16: رفتن و کار کردن در نمایندگی آیوا 20 سالگی
17: در رفتن از نمایندگی و رفتن به خدمت سربازی در 21 سالگی
18: قلت خوردن از روی کوههای وکیل آباد زمینهای اختصاصی ارتش(مشهد) توسط ستوان یکم محمد فدایی (کاشمری) 22 سالگی
19: گرفتن کارت پایان خدمت با 1 ماه اضافه 23 سالگی
20: کار کردن و .............عاشق شدن در 23 سالگی
21: بقیش دیگه به من مربوط نمیشه که باید برین تو وبلاگ معبود من براتون آپ کنه
تا آپ بعدی کلیک کنید عشق من
فردین باوفا ::: یکشنبه 17/10/85:::
ساعت 3:44 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
صدام مرد
![]() صدام مرد به راحتی . امروز با خبر مرگ مردی بیدار شدم که کابوس تمام کودکی هایم بود
و نامش را زودتر از همه نام ها آموختم سالها پیش فکر میکردم روزی که او بمیرد من جشن خواهم گرفت شادی خواهم کرد
ولی امروز بی تفاوت به تمام اخبار شبکه های خبری دنیا را گوش دادم که مدام از مردی میگفتند
که 8 سال تمام خوب زندگی کردن را از ما گرفته بود کودکیم در جنگ گذشت در تنهایی در ترس از مردن ،
![]() معلم اول دبستانم در آتش سوخت در یک بمباران هوایی آن روزها همه اش و ترس بود تشویش یک چشم به آسمان داشتم و یک چشم به تخته سیاه و گوش به آژیر قرمز ، روزهای بدی بود فرار و دویدن ها و پناه بردن
به سنگرهای کوچه و خیابان و خانه و بعد اضطراب مردن دوستان آشنایان و تماس های
پی در پی بابا و ماما در پی یافتن نزدیکان هنوز هم آن خانه را به یاد دارم که هیچ کس از آن زنده بیرون نیامد
هنوز هم با این خاطرهها درگیرم روزهای بدی بود خیلی بد
![]() دایی که اسیر شد پدربزرگ دق کرد و مرد و موههای مادر یک شبه سفید شد و مادربزرگ دیگر قصه نگفت فهمیدم جنگ وحشتناک تر از آن چیزی است که لمس کرده ام ، اعدام صدام نه کودکیم را برگرداند
نه پدربزرگ را و نه موههای سیاه مادرم را و نه قصه های شیرین مادربزرگ را .صدام مرد بدون آنکه بگوید
پس تاوان تمام رنجهای ما را چه کسی باید پس دهد؟ از اعدام بیزارم
حتی برای کسی چون صدام زیرا مرگ او هیچ مرهمی بر زخم کهنه هیچ کدام از ما نشد صدام گم شد
در تاریخ در کتابهای مدرسه و تبدیل شد به خاطره ایی دور برای بچه های جدید ولی تا روزی زنده ام
هیچ وقت کابوس شبانه جنگ و خون را فراموش نمیکنم و جنگ تنها تجربه ای است
که برایم هیچ ارزشی ندارد کاش صدام تمام این خاطرات بد مرا هم با خودش می برد.
تا بعد
ممنون که لطف داری و با نظرت در بهتر شدن این وب سایت به من کمک می کنی
فردین باوفا ::: چهارشنبه 6/10/85:::
ساعت 6:13 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
خانه ای ساخته ام
ممنون که لطف داری و با نظرت در بهتر شدن این وب سایت به من کمک می کنی
فردین باوفا ::: جمعه 10/9/85:::
ساعت 11:40 صبح
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
توهم ای روشنی بخش حیاتم ممنون که لطف داری و با نظرت در بهتر شدن این وب سایت به من کمک می کنی
فردین باوفا ::: یکشنبه 5/9/85:::
ساعت 2:17 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
تو مرو دور نشو از بر من... چون غروب خیلی قشنگه تو خود خود غروبی
ممنون که لطف داری و با نظرت در بهتر شدن این وب سایت به من کمک می کنی
فردین باوفا ::: چهارشنبه 24/8/85:::
ساعت 10:46 صبح
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
سکوتم را به باران هدیه کردم....... نبودی در فراق شانه هایت......
ممنون که لطف داری و با نظرت در بهتر شدن این وب سایت به من کمک می کنی
فردین باوفا ::: یکشنبه 21/8/85:::
ساعت 4:42 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
بیان احساسات.....
اگر فردا چنین باشد
فردین باوفا ::: شنبه 20/8/85:::
ساعت 3:31 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
اگه جای زندگیم تو بیابونا باشه اگه فرش زیر پام زمین خدا باشه اگه سرمای زمستون تنم و سیاه کنه اگه گرمای تابستون هستی مو تباه کنه بدونم دوسم داری صبر و طاقت می یارم چه کنم دوست دارم
فردین باوفا ::: شنبه 20/8/85:::
ساعت 3:21 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
من دلم می خواهد
فردین باوفا ::: شنبه 20/8/85:::
ساعت 3:14 عصر
نظرات دیگران: نظر
موضوعات یادداشت:
| تاریخ و روز یکشنبه 9 بهمن 90 ساعت 12:34 عصر آرشیو
زمستان 1386 »
وضعیت من در یاهو
« : تعداد بازدید روزانه 27 : تعداد بازدید دیروز 54 : تعداد کل بازدید 18853 لوگو ی وبلاگ
|